ذکر مصائب ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا و توصیف کربلا
چشمهچشمه میجوشد خون اطهرت اینجا کور میکند شب را، برق خنجرت اینجا چشمهچشمه میجوشد، از دل زمین هر شب خون اصغرت آنجا، خون اکبرت اینجا میرسد به گوشم گرم، بانگ خطبهای پُرشور خطبهای که بعد از تو، خواند خواهرت اینجا از فرات میجوشد موج و میزند بوسه بر کرانۀ خشکِ حلق و حـنجرت اینجا این فرشتۀ وحی است، وحیِ تازه آیا چیست؟! روی نیزه میخواند، آیهای سرت اینجا کیست اینکه ناآرام، در خرابه میگرید؟ موج میزند در خون، چشم دخترت اینجا کـربـلا چه پیـوندی با فـدک مگر دارد؟ غصب میشود از نو، سهم مادرت اینجا حـجِّ نــاتــمــام تــو، راز دیـگــری دارد در غدیر خم جاریست، حجّ آخرت اینجا این ضریح ششگوشه، حجّ پاکبازان است آب میشوم از شـرم، در برابرت اینجا |